دکتر سایونجی ماسایوکی
 
 
تاریخچه ی یو می هو
 
     دکتر سایونجی ماسایوکی، مبتکر و مبدع روش درمانی یومی هو، پس از بیست سال تحقیق در زمینه ی روشهای درمانی شرق، به ویژه روش های درمان طبیعی چین و ژاپن، به این نتیجه رسید که هر یک از این روش ها اگر چه در درمان گروهی از بیماری ها موثر می باشند، اما در درمان گروهی دیگر از بیماری ها ناتوان است. و بیمار، گاه برای درمان بیماری های خود باید به چندین پزشک یا درمانگر با تخصص های گوناگون مراجعه کند تا سلامت خود را باز یابد. از سوی دیگر همین بیماری های به ظاهر درمان شده نیز  بازگشت می کردند و گاه حتی شاید شدیدتر!
 
     در جستجوی چرایی آن، و با توجه به نگاهِ کل نگر و علت درمانی ای که دکتر سایونجی ماسایوکی به دنبال آن بود، وی به نتایج جدیدی رسید که منجر به طرح تئوریک " یومی هو" شد. یعنی تئوری        " تعادل لگن خاصره و مرکز ثقل بدن".      مشاهدات عینی و تجربی بعدی گواه این حقیقت بود که هر گونه عدم تعادل و جابه جایی نا مشهود لگن خاصره و تغییر در مرکز ثقل بدن، آرام آرام، وضعیت ساختمانی بدن را دستخوش تغییر کرده و اعوجاجات حاصله، اصل قرینگی بدن انسان را به هم می ریزد. عوارض بعدی این تغییرات، ایجاد انقباضات و کشش ها عضلانی، خشکی مفاصل، محدودیت های حرکتی و دردهای مفصلی خواهد بود. اما کار به همین جا ختم نمی شود. به دلیل بروز  انقباضات عضلانی و انحرافات در ستون فقرات ( اسکلیوز و کیفوز)، سیستم های گردش خون، لنفاتیک و عصبی ( به ویژه با تاثیر بر اعصاب خودمختار) و عملکرد ارگان های داخلی و غدد درون ریز دچار اختلال می شوند؛ و متعاقبا چرخه انرژی در بدن دچار انسداد شده و نه فقط تعادل انرژی مثبت و منفی ( یین و یانگ) به هم می خورد، بلکه سطح عمومی انرژی حیاتی بدن نیز کاهش می یابد و کلا سیستم ایمنی بدن به خطر می افتد.
 
    برای درمان اساسی و علّی این بیماری ها و عارضه ها، دکتر سایونجی ماسایوکی روش های درمان شرقی را از نزدیک مورد مطالعه قرار داده و با بهره گیری از امتیازات و برتری های هر یک از این  روش ها، روش جدید و منحصر به فرد خود را ابداع کرد تا بتواند پاسخگوی نیاز همگانی باشد. او این روش جدید را " یومی هو" نامید.
 
    از سال 1982، با افتتاح کلینیک و " انستیتوی بین الملی طب پیشگیر" در توکیو، دکتر سایونجی ماسایوکی کار خود را با بهره گیری از این روش دنبال کرد.
 
    از سال 1989، با سفری که به لهستان کرد، این روش در کشورهای دیگر نیز شناخته شد. پس از این موفقیت، او به کشورهای بسیاری سفر کرد و با معرفی این روش و انجام کار درمانی، در گسترش روز افزون آن گام برداشت.
 
     آقای غلامرضا آذرهوشنگ نیز که فارغ التحصیل این رشته در ژاپن بود، از سال 1994 به بعد، با درخواست انستیتوی بین الملل طب پیشگیر ژاپن و آقای دکتر سایونجی ماسایوکی با سفر به بیش از 30 کشور در 5 قاره ی جهان، در هر چه بیشتر جهانی شدن آن کمک موثری نمود.
 
     فرانسیسکو بریل، از شاگردان کوبایی آقایان سایونجی و آذرهوشنگ، نیز بعدها در گسترش این روش در کشورهای آمریکای لاتین تلاش نمود.
 
    از دیگر افرادی که کار آموزش را در پاره ای از کشورها دنبال کردند، آقای محمدرضا خیرخواه می باشند که به ویژه در کشور ویتنام، این روش را به روشی مردمی تبدیل کردند.
 
     لازم به ذکر است که در کشورهایی هم چون: روسیه، مجارستان، لهستان و رومانی این روش به طور رسمی پذیرفته شده و حتی در پاره ای از آن ها در دانشگاه تدریس می گردد.
 
     دولت روسیه، به پاس خدمات دکتر سایونجی ماسایوکی به وی دکترای افتخاری اهداء کرد.
 
    در گسترش و معرفی این روش به کشورهای گوناگون، آقایان دکتر سایونجی،  آذرهوشنگ و خیرخواه از همکاری بی دریغ اسپرانیست های کشور های مربوطه بهره ی بسیار بردند. زبان اسپرانتو نقشی اساسی در این راه ایفا کرد تا جایی که دکتر سایونجی   شعار خود " اسپرانتو برای یومی هو، و یومی هو برای اسپرانتو" را مطرح کرد.