تجربه بكارگيري روش درماني يومي هو در درمان بيماريهاي نورولوژيك
 
 
دكتر آ.پ . كوزلوسكي، دكتر و.ن . كارلوف، دكتر او. يو. گورباچف،     دكتر ا. و. تيتووا، دكتر ن . و. اوليانووا - مسكو
 
اخيرا" روشهاي درمان دستي  توجه پاره اي از پزشكان تجربه گرا و محقق را بخود جلب كرده است. چرا كه هر روز بر شمار بيماراني كه در مقابل مصرف دارو دچار حساسيت ( آلرژي ) مي شوند ، افزوده مي شود و اين خود مشكل درمان را دوچندان كرده است( آ. ب _ سيگلي، 1993 )  .  امتياز روشهاي درمان دستي ، قبل از هر چيز عبارت است از نبود مقاومتها و مخالفت خواني ها. - شكستگي تازه  استخوان ها و بيماريهاي غده اي  ( اونكلوژي)  از اين امر مستثني  هستند   ( و. اس . گويدنكو،  و.و. سوواك ، 1985 و دكتر سايونجي 1990 ) - .
     در جهان، گونه ها و روشهاي متفاوتي از درمانهاي دستي وجود دارد كه مي توان آنها را بطور كلي به دو دسته تقسيم كرد: روشهاي غربي و روشهاي شرقي. قدر مسلم هر كدام از اين روشها، ويژگيها و امتيازات خاص خود را دارند. گاه كاملا" سنتي هستند و گاه توانسته اند با رويكردي علمي وارد عرصه هاي درمان پزشكي شوند. از آغاز سال 1991، به يمن فعاليتهاي بي دريغ دكتر سايونجي،  مدير انستيتوي طب پيشگير توكيو،  روش درماني ابداعي او در روسيه  معرفي شد و به سرعت  مورد استقبال قرار گرفت( آ.پ. كوزلوسكي ، 1993).  مبناي تئوريك روش درماني يومي هو، آثار پاتولوژيك انحراف ستون فقرات است كه بسيار در اين باره بحث شده است.  اين تئوري از اين نقطه نظر قابل درك است كه فقط جابجايي لگن خاصره و عدم تعادل در مركز ثقل بدن اجازه نمي دهد كه با روشهاي معمول درماني، از جمله استفاده از روشهاي درمان دارويي، بتوان به نتايج مثبت و قابل اعتمادي دست يافت .  ولي با اصلاح لگن خاصره و انحرافات ستون فقرات ، مي توان به نتايح بسيار خوبي نايل آمد.
 
اين رويكرد به بازگشت و احياء مجدد عملكرد ارگانهاي مختل شده با نگاه سيستمي، براي ما پزشكان چندان مرسوم نمي باشد، ولي تجربه طب شرقي در سده هاي طولاني گذشته، اين نقش و وظيفه را مورد تاكيد قرار داده است و بدين گونه عمل كرده است ( Josiro Cucumi،1991).
روش يومي هو تراپي كه تمامي اعضاء بدن را تحت تاثير خود قرار مي دهد،  اصلاح، درمان و فعال كردن مفاصل، عضلات، ارگانهاي داخلي، اندامها، سيستم گردش خون و لنفاوي ، سيستم اعصاب، سيستم تنفسي، سيستم گوارشي و ….  را هدف خود قرار داده است .
 
هدف ما، تحقيق در اين باره بود كه روش درماني يومي هو بر بيماريها ي  سيستم عصبي و اختلالات ارگانيسمي ناشي از آن چه تاثيري دارند . اين تحقيق در مركز تحقيقات علمي بيمارستان نيروي هوايي ارتش روسيه انجام گرفت.  در اين تحقيقات بيماراني شركت داده شدند كه در بيمارستان يا كلينيكهاي درماني مربوطه بستري شده بودند (زنان و مردان 25-24 ساله).
 
قرار بر اين شد كه در اين تحقيقات فقط از روش درماني يومي هو استفاده  شود. در مجموع 112 بيمار در اين تحقيق شركت كردند. درمان با بررسي نوع  جابجايي لگن خاصره ( راست، چپ يا نوع تركيبي ) و نوع و ميزان انحراف ستون فقرات ( اسكليوز)  بيماران آغاز مي شد و آثار آن بررسي  گرديد، ولي ترجيح  داده شد كه تمامي 100 حركت بر روي بيماران انجام  گيرد. دوره درماني 10 روز مداوم انتخاب شد و بيماران هر روز تحت درمان قرار گرفتند.
 
همانطور كه انتظار مي رفت، بهترين نتيجه كلينيكي بدست آمده مربوط به بيماريهايي بود كه به نوعي ناشي از تغييرات در ساختمان طبيعي ستون فقرات بود ( جدول شماره يك ).  پس از آن، بهترين نتيجه قابل مشاهده مربوط بود به پديده واكنشي تكويني ستون فقرات، انقباضات عصبي عضلات، دردها، سلسله  اعصاب نباتي و….
فقط در 9% از اين موارد، در طول 10 روز درمان، ما شاهد تغييرات پويا در  روند بهبود بيماريها نبوديم، كه اين خود نيز نيازمند تداوم طول درمان و تحليل  مستقل آن بود. ولي در بقيه موارد، ما به نتايج مثبتي دست يافتيم.
بهبود وضعيت رواني و هيجانات بيمار را با بهبود      وضعيت خواب، اشتها  و  تاييد  تست  رواني   (   تست دان،  DAN، de Lusher، de Spilberger – Hanin ) بيمار مي توان ارزيابي كرد.
 
عموما"، ميزان بي قراري و ناراحتي افراد كاهش يافته و وضعيت عمومي،    فعاليت، مزاج و خلق و خو بهبود يافته بود. به اعتقاد ما نتيجه جالب توجه ديگر،   تغييرات عملكردي اعصاب نباتي مربوط به فعاليتهاي دستگاه قلب و سيستم گردش خون بود كه در بيشتر بيماران مشاهده گرديد.